حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2297
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اين شغل بقدرى كراسّوس را خوش آمد ، كه از فرط شعف و شادى نميتوانست خوددارى كند و بر خلاف اقتضاى سنّ و متانتى ، كه تا آنوقت مينمود ، حرفهائى ميزد ، كه جز خود - ستائى و خودنمائى بچّگانه معنى نداشت . او ميگفت جنگ لوكولّوس با تيگران و فتح پومپه نسبت به مهرداد ششم ( پنت ) در مقابل كارهائى ، كه من خواهم كرد بازيهاى كودكان است . من پس از اينكه در سوريّه برقرار شدم ، بپارت خواهم تاخت و بعد بباختر و هند درآمده درياهاى خارجى ( اوقيانوسها ) را بتصرّف خواهم آورد ، ولى همه ميدانستند ، كه اينحرفها از سبك مغزى او ناشى است . فقط سزار از گالّيا نامههائى به او نوشته او را تمجيد و به اين جنگها تشويق ( 129 ) - مجسّمه يوليوسسزار ( از كتاب اسكاريگر ، تاريخ عمومى ) ميكرد . در اينوقت ، كه كراسّوس نقشههاى خودش را براى مردم بيان ميكرد ، آتهيوس « 1 » نامى ، كه ترىبون « 2 » بود ، خطر او را براى روم پيشبينى كرده با جمعى خواست مانع از حركت كراسّوس شود . اينها ميگفتند ، براى چه با مردمانى ، كه با روم جنگى ندارند ، درافتيم و مخاطراتى براى روم تدارك كنيم . كراسّوس ، چون احوال را بدين منوال ديد ، نزد پومپه ، كه با او دوست بود ، رفته خواهش كرد ، كه او را تا بيرون شهر روم مشايعت كند و پومپه چنين كرده در جلو كبكبه كراسّوس افتاد ، تا او را از شهر خارج سازد ( در نفع او هم بود ، كه كراسّوس در روم نباشد ) . اما آتهيوس در ابتداء خواست از خارج شدن كراسّوس از روم مانع شود و ، چون ساير تريبونها ، از جهت همراهى پومپه ، مانع شدند ، او دويده دم
--> ( 1 ) - Ateius . ( 2 ) - Tribun ( مأموريكه حفظ حقوق مردم را بر عهده داشت ) .